غیرواقع بین بودن استراتژی خوبی است

غیرواقع بین بودن استراتژی خوبی است

تجارت به اعداد و آمار و واقعیت گره‌خورده است و کارآفرین باید درک قوی از واقعیت داشته باشد اما غیرواقع بین بودن می‌تواند نتایج فوق‌العاده‌ای به بار بیاورد.

در ادامه ۵ دلیل برای اثبات ادعای خود می‌آوریم:

۱ تنها ثابت زندگی تغییر کردن است

امروزه باوجود دنیای دیجیتال تجارت به‌سرعت در حال تغییر است. حتی ریشه‌دارترین صنایع هم یک شبه به‌واسطه یک ایده جدید تغییر می‌کنند. موفق‌ترین ایده‌ها هم در ابتدا غیرممکن و مضحک به نظر می‌رسند. به‌علاوه ایده‌های واضح هم پیش‌تر خلق‌شده‌اند.

فیس‌بوک را در نظر بگیرید؟ به نظرتان باوجود دوره طلایی مای اسپیس، شبکه اجتماعی دیگری که توسط یک دانشجو منحصراً برای تعداد محدودی از افراد ساخته‌شده است ایده موفقی به نظر می‌رسد؟

اینستاگرام، فضای مجازی که مخصوص اشتراک‌گذاری عکس است و با قوانین مربوط به فیلترینگ کنار آمده است. توسط فیس‌بوک خریداری شد آن‌هم تنها دو سال بعد از راه‌اندازی و از میان انبوهی از شبکه‌های اجتماعی موجود.

آبر سیستم قدیمی نقل‌وانتقال را منحل کرد و تنها در عرض چند سال ارزشش به بیش از ۴۰ بیلیون دلار رسیده است. به همین سبک انتظار می‌رود که airbnb، شبکه اجتماعی هتل‌های زنجیره‌ای، به بزرگ‌ترین هتل زنجیره‌ای جهان درزمینه رزرو و ارزش تبدیل شود.

در تمامی موارد ذکرشده، ایده‌های جدید با رقبای جدی روبه‌رو بودند و درنهایت این ایده جدید بود که برنده شد. غیرواقع بین بودن ایده‌های قدیمی را زیر رو می‌کند، نوع آوری می‌آفریند و نتایج ماندگاری خواهد ساخت.

۲ واقعیت از افکار نشأت می‌گیرد.

تغییر رفتار و منش به تغییر افکار بسته است. زمانی که یک کارآفرین به فکری مشغول می‌شود و به این نتیجه می‌رسد که کاری شدنی است سرانجام به ان خواهد رسید. اهمیتی ندارد که این ایده چقدر دور از دسترس باشد کافی است ذهنی اراده کند تا به واقعیت تبدیل شود.

۳موفق‌ترین‌ها دور از ذهن‌ترین‌اند

بتهوون ناشنوا بود، ری کارلس نابینا بود. افراد مبتکری که غیرواقع‌بینانه فکر می‌کنند علی‌رغم موانع موجود درنهایت شاید به عظمت برسند.

۴ ایده غیرواقع‌بینانه انگیزه آفرینند.

ایده‌های غیرواقع‌بینانه معمولاً از علایق افراد سرچشمه می‌گیرند. بااراده و میل به‌دست یابی به غیرممکن گروه با شعار “ما در برابر جهان”  خو می‌گیرد و تا به ثمر نشستن هدف تلاش خواهد کرد.

۵ تکنولوژی همه‌چیز را تغییر می‌دهد.

باوجود انقلاب فناوری واقعیت همواره دست‌خوش تغییر است و غیرممکن‌های زیادی به واقعیت پیوسته‌اند. افکار غیرواقع‌بینانه این تغییرات را درک می‌کنند و به اهداف غیرواقع‌بینانه بعدی می‌اندیشند.

تولیدات، ایده‌ها و خدماتی که اکنون بخشی از زندگی روزمره شده‌اند چند ده سال پیش جز غیر ممکن‌ها بودند. رشد گوشی‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی، برنامه‌های کاربردی و توانایی خصوصی‌سازی این وسایل در ابتدا ایده غیر ممکنی بیش نبود.

فکر کردن به آینده به کارآفرین‌ها کمک می‌کند تا رهبری صنایع را بر عهده بگیرند و ایده‌هایی را بی آفرینند که نیازها و مشکلات آینده را تأمین می‌کند.

چه چیزی شمارا از دنبال کردن ایده غیر واقع‌بینانه‌تان منع کرده است؟

اشتراک گذاری پست